محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

55

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

ترك گفت . « 32 » ديگر از وزراى او نويسندهء چيره‌دست ابو عبد اللّه البزليانى بود . ابن بسام او را پير و قهرمان اهل ادب خوانده است . اين وزير را سرنوشت شومى بود . با اسماعيل پسر المعتضد در توطئهء او بر ضد پدرش شركت جست و با او بگريخت . المعتضد او را بگرفت و در دم بكشت . در ميان وزراى المعتضد يا معاونان او مردى از مسيحيان مستعرب نيز وجود داشت به نام سسنندو داويدس ( ياششنند ) . اين مرد بعدها در دستگاه ملوك الطوايف نام و آوازه يافت . اصل او از منطقهء بيره در شمال پرتغال بود . در حمله‌اى كه قاضى ابن عباد به منطقهء قلمريه كرد او كه هنوز خردسال بود به اسارت درآمد . قاضى او را به اشبيليه آورد و با ديگر غلامان قصر تربيتش كرد . جوان مسيحى بعدها صاحب مناصب گرديد و عهده‌دار امور خاص سلطان شد . چون المعتضد به حكومت رسيد و ميزان وقوف و آگاهىاش را در انجام امور جزيره دريافت ، او را در سلك وزرا يا معاونان خود درآورد و در كارها به او اعتماد نمود تا كارش بسرعت در دربار بالا گرفت ؛ ولى ديرى نپاييد كه يكى از درباريان با او به دشمنى برخاست و از او سعايت آغاز كرد . سسنندو از عاقبت كار خويش بترسيد و از اشبيليه به شمال گريخت و به دربار فرناندو پادشاه قشتاله پناه برد . فرناندو او را پذيرا شد و در زمرهء مستشاران خويشش درآورد . سسنندو از آن پس در تعيين روش سياسى فرناندو نسبت به ملوك الطوايف تأثير بسزايى داشت . « 33 » المعتضد بن عباد در دوم جمادى الاخر سال 461 ه / مارس 1069 م درگذشت . سبب مرگ او را ابن حيان برآمدن قرحه‌اى در گلويش ذكر كرده است . اين قرحه در زمانى اندك به حياتش پايان داد . مدت حكومتش قريب به هجده سال بود .

--> ( 32 ) . فتح بن خاقان : قلائد العقيان ، ص 181 و 183 . ( 33 ) . ابن بسام : الذخيره ، قسمت چهارم ، مجلد اول / ص 129 . همچنين : . 754 654 . p ) 7491 , dirdaM ( sebarazoM soL : sagigaC sal ed ordisI